جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
868
تحفة الملوك ( فارسى )
حق باشد ؛ پس طريقه وفا در آن ، مخالفت نمودن با او و نصيحت و موعظه و انذار و تخويف و آخر الامر مقاطعه نمودن از او است . و بايد كه در امور متشابههء خود با او مشورت بنمايد ، و سرّ خود را مادام كه اهل آن باشد از او پنهان ندارد ، و دشمن او را دوست ندارد ، و دوست او را دشمن ندارد ، و او را در اداى حقوق خود و حقوق نوافل و مستحبات خدايى ايضا به كلفت و مشقت نيندازد ، و كلّ و ثقل بر او نباشد ، و چنان سلوك نمايد با او كه گويا او تنها و منفرد مىباشد . و جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرمودند كه « انا و اتقياء امتى براء من التكلف » « 1 » ؛ يعنى من و پرهيزگاران از امت من برى و خالى از تكلف مىباشيم . و جناب امير عليه السّلام فرمودند كه بدترين اصدقا ، كسى است كه تو را به تكلف بيندازد و تو را به مدارات نمودن و عذر آوردن ملجأ سازد . « 2 » و فرمودند كه سنگينتر اخوان من بر من كسى است كه براى من تكلف به كار برد و بايد كه خود را از او تحفظ بنمايم ، و سبكترين اخوان بر دل من كسى است كه با او مىباشم چنانكه تنها مىباشم . « 3 » پس بايد كه مهمات خود را بر او بار ننمايد ، و استمداد از مال و جاه او نكند ، و توقع تواضع و تفقد از او نداشته باشد . و اگر خود از جمله عبّاد باشد و مشغول به عبادات مستحبه بگردد اشتغال او را ايضا توقع ننمايد ، و او را از خود در راحت و فراغت دارد ، هرچند كه تكليف او - چنانكه دانسته شد - بر خلاف اين است . و در وقت حصول اتحاد ، بعضى از آداب و تكلفات ظاهريه را كه اولا در ما بين آنها مقدمهء تحصيل مودت و اتحاد بوده است ترك نمايند ؛ چونكه صفاى دل و اتحاد و الفت ، با آداب و مشقت و كلفت منافات دارد . « و اذا حصل الالفة بطلب الكلفة » مشهور است . و زيارت او را به طريق غبّ و در هرچند روز يك مرتبه بنمايد تا آنكه مورث كلال و ملال او نگردد ، و حديث نبوى « زر غبّا تزدد حبّا » « 4 » مشهور است ، مگر اينكه
--> ( 1 ) . محجة البيضاء ، ج 5 ، ص 214 ؛ احياء علوم ، ج 2 ، ص 189 و الفوائد المجموعه للشوكالى ، ص 86 ، ح 74 و ص 101 ، ح 74 . ( 2 ) . صبحى صالح ، نهج البلاغه ، ص 559 ، رقم 479 . ( 3 ) . مستدرك الوسائل ، ج 9 ، ص 155 ، ح 5 ، نقله عن مجموعة الشهيد ؛ حديث از امام صادق عليه السّلام است . ( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 355 ، ح 36 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 10 ، ص 374 ، باب 77 ، ح 9 ، ر . ك : العلل التناهيه فى الاحاديث الواهيه لابن جوزى ، ج 2 ، ص 739 .